**************************************************
مجموعه غزل " در بی نهایت " به همت نشر "شانی " حدود
دو هفته پیش مراحل نهایی چاپ را طی کرد، و انشا الله بعد از
تعطیلات نوروزی رونمایی و روانه بازار خواهد شد. این مجموعه
شامل غزلهایی است که در سال ۸۹ و ۹۰ سروده شده اند.
از دوستان بزرگوارم آقای حامد ابراهیم پور، آقای سالار عبدی و
خانم معصومه رسولی بسیار تشکر میکنم که نگاه هنر مندانه و
همراهی شان را از من دریغ نکردند.
(دوستان عزیز میتوانند این مجموعه را از کتابفروشی خانه شاعران جوان-انقلاب- پاساژفروزنده ، تهیه کنند.)
همچنین دوستان عزیز در راهرو ۲۰ غرفه ۲۳ نمایشگاه کتاب میتوانند مجموعه را تهیه کنند.
بخوانید غزلی از این مجموعه:
مرهمی نمی شود گذاشت، زخم های ناشمرده را
بار درد روی شانه ام، عاقبت شکست گرده را
روی سر گذاشتندم و ... دور من شلوغ می شود
مردمی غریبه می برند باز روی دست، "مرده" را
آسمان دوباره سر گرفت شکوه های گاه گاه را
روی شانه های من شکست بغض ابر سر سپرده را
گفته اند باد می برد، هرچه را که باد آورد...
می شود کسی بیاورد آنچه را که باد برده را؟
من چگونه عاشق اش شوم، با کدام دل ، کدام حس
دست کس نمی شود سپرد این دلی که دست خورده را
...
در پی کدام فتح نو صف کشیده چشم های من
می شود به جنگ تازه برد، لشگر شکست خورده را...؟!
